معرفی رمان شکوفه سیب از سعیده نعیمی

معرفی رمان شکوفه سیب

معرفی رمان شکوفه سیب از سعیده نعیمی

شکوفه‌ سیب اثر بازنویسی‌ شده از بانو سعیده نعیمی، نویسنده‌ی خوش‌قلم و خالق رمان‌های تیری در مسیر، سیبل و… است.

شکوفه سیب ماجرای امیرسام سرباز معلمی‌ است که چندسال پیش برای خدمت به روستایی در استان فارس اعزام شده است و حال پس از گذشت چند سال از اتفاقاتی ناخوشایند و علاقه‌ای که بین او و یکی از شاگردانش شکل گرفته است، درست زمانی که دست تقدیر عمیق‌ترین خطِ فاصله را میان آن‌ها کشیده است، باز روبه‌روی یکدیکر قرار می‌گیرند…
داستان عشقی رویایی و زیبا به‌سان شکوفه‌های سیب که عطر مسحور کننده‌اش در خاطره‌ها ماناست.

در این رمان آمده است:

صدای باران با شِپ‌شِپی نرم به پنجره می‌خورد و از آثار هیاهوی باد و طوفان تابستانه‌ای که نیم ساعت پیش به راه افتاده بود، فقط همان ریتم ملایم و شیشه‌ی شکسته به‌جا مانده بود. پاهایم را به سمت پنجره کشاندم. شکسته‌های شیشه میان کاغذ کادویی که چهار سال پیش، خودم روی تن شیشه‌ها چسبانده بودم، گیر افتاده بودند. کمی از کاغذهای رنگ و رو رفته را پاره کردم و خرده شیشه‌ها روی طاقچه ریختند. تکه‌های‌شان را با احتیاط روی کاغذ ریختم. تمام حواسم را جمع کرده بودم تا چشمانم آن‌سوی حفره‌ای که در پنجره پدید آمده را نبیند.
صدای پای مادرم را که از پله‌ها بالا می‌آمد شنیدم. طاقت نیاورده بود با نم اشک‌هایی که یک‌ساعت پیش در چشمانم دیده بود، چند لحظه تنهایم بگذارد. به‌قول خودش آدم در تنهایی فکرهای ناجور به سرش می‌زند، یک لحظه غفلت می‌کند و بعد…
سایه‌اش که درگاه اتاق را پر کرد، سرم را به سمتش چرخاندم. با دیدنم لب‌هایش را چند میلی‌متر کش داد و با گویش و لهجه‌ی ”اَچُمی“ زبانمان گفت:
– چه باد و طیفونی راه افتاده. بارون ”خَمینه” است دیگه خبر نمی‌ده یه دفعه می‌گیره… الان بری نخلستون، زیر درختا پر شده از خرماهای رنگ گرفته و دُمباز.
در جوابش فقط سر تکان دادم. بالای سرم ایستاد و پنجره را باز کرد. سرش را بیرون برد. به همان حالت نشسته هم می‌توانستم روی پشت‌بام سیمانی را ببینم که از برگ و خاشاکی که باد با خود آورده، کاملاً کثیف شده. مادر میله‌ی کوتاه و آهنی‌ای که با آن آنتن تلویزیون را نگه می‌داشتیم، از پنجره فاصله داد و گفت:
– ببین باد چه زوری داره، گچ و سیمان به اون محکمی رو از جا کنده و زده به پنجره.
کاغذ کادو را به همراه شیشه‌ها داخل سطل انداختم اما همین که کمرم را راست کردم چشمم به پنجره‌ی باز افتاد و آب انبار!…

یک دیدگاه برای “معرفی رمان شکوفه سیب از سعیده نعیمی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *